من برای داشتن این خاطر تا ابد آسوده از بی ریا ترین دوستی و دوست داشتن
از عمق ِ عمیق ترین دره های بدبینی
باز آمده ام.
صادق اگر بخواهم باشم
بازم آورده ای.
!...!...!...!...!...!...!..!...!....!...!...!...!
یه وقتا یه آدمایی رو دوست داری در حد عزیزترین آدمایی که هنوز نشناختی !
یه وقتا یه آدمای غریبه ای، میشن آشنایی که نگفته هات رو حدس می زنن.
یه وقتا یه دفعه سر و کله ی یه آدمایی پیدا می شه که لازم نیست بهشون بگی دوسشون داری، که لازم نیست بهت بگن دوست دارن.
یه وقتا یه آدمایی توو اتفاقای ساده میان، توو اتفاقای مهم موندگار میشن.
یه وقتا یه آدمایی تو غصه های بزرگ میشن همدلای بزرگتر.
یه وقتا یه آدمایی تو تاریک ترین تونلهای بی اعتمادی میشن باریکه های نوری که تا روشنائی میشه دونبالشون رفت.
یه وقتا یه آدمایی میان که کوچیکترین خوشحالیاشون می شه بزرگترین خوشحالیات.
یه وقتا یه آدمایی میان که بهشون می گی دوست یک ساله !! اما در حد خونواده ای که همه ی عمر می شناسی بهت آرامش و امنیت می دن.
یه وقتا یه ادمایی میان که بهشون نمیگی اینو واسه ی اونا نوشتی چون ممکنه دُم در بیارن! و من کلا به شترمرغای دم دار علاقه ای ندارم !!
کلمات کلیدی :چیکاتیتا،
friendship،
memorabilia